<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>چشمان انتظار</title>
<link>https://sn118.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 21 Dec 2012 10:45:50 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/35</link>
<description>بسمه تعالی سلامی به سردی یلدا به گرمی وجودنامردای دنیا خوبی چه خبر خوش میگذره چه میکنی باکیامیگردی کجا وقت تلف میکنی؟ دوستدارم همه حرفاموهمین جا بنویسم واست و توهم بخونی و به تک تکشون جواب بدی امیدوارم قبول کنی وبه تک تک سولام جواب بدی و بعد اگه سوالی داشتی من جوابتو میدم البته بانهایت صداقت ویادمون نره که خدا بالا سرمونه وشاهد کارامون (دروغ ممنوع لطفا واسه هردومون اینوگفتم). نمیدونم چرا سرنوشت من و تو این جوری شد و یک سال و نیم از عمرمون با تمام غم ها و</description>
<pubDate>Fri, 21 Dec 2012 10:45:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/35</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/34</link>
<description>بسمه تعالی سلامی به سردی یلدا به گرمی وجودنامردای دنیا خوبی چه خبر خوش میگذره چه میکنی باکیامیگردی کجا وقت تلف میکنی؟ دوستدارم همه حرفاموهمین جا بنویسم واست و توهم بخونی و به تک تکشون جواب بدی امیدوارم قبول کنی وبه تک تک سولام جواب بدی و بعد اگه سوالی داشتی من جوابتو میدم البته بانهایت صداقت ویادمون نره که خدا بالا سرمونه وشاهد کارامون (دروغ ممنوع لطفا واسه هردومون اینوگفتم). نمیدونم چرا سرنوشت من و تو این جوری شد و یک سال و نیم از عمرمون با تمام غم ها و</description>
<pubDate>Fri, 21 Dec 2012 10:45:46 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/33</link>
<description>بسمه تعالی سلامی به سردی یلدا به گرمی وجودنامردای دنیا خوبی چه خبر خوش میگذره چه میکنی باکیامیگردی کجا وقت تلف میکنی؟ دوستدارم همه حرفاموهمین جا بنویسم واست و توهم بخونی و به تک تکشون جواب بدی امیدوارم قبول کنی وبه تک تک سولام جواب بدی و بعد اگه سوالی داشتی من جوابتو میدم البته بانهایت صداقت ویادمون نره که خدا بالا سرمونه وشاهد کارامون (دروغ ممنوع لطفا واسه هردومون اینوگفتم). نمیدونم چرا سرنوشت من و تو این جوری شد و یک سال و نیم از عمرمون با تمام غم ها و</description>
<pubDate>Fri, 21 Dec 2012 10:45:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/32</link>
<description></description>
<pubDate>Thu, 29 Mar 2012 14:15:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/31</link>
<description></description>
<pubDate>Thu, 29 Mar 2012 14:14:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>دلتنگی...............</title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/30</link>
<description>شب...سکوت...ماه...اسمون... دلم تنگ شده واست... واسه صدات... واسه نگاهت... واسه صورتت... واسه دستات... واسه این که دوباره بغلت کنم... نمیدونم چرا این فاصله ها انقدر زیاد و زیاد تر میشن...انگار نمیخوان من و تو خوشحال باشیم... انگار نمیخواد ما رو با هم ببینن...میدونی...گاهی فکر میکنم دنیا با این که من و تو رو کنار هم ببینه مشکل داره..! دلم میخواد جلوش وایسم...دلم میخواد بهش بگم که من و تو کنار هم میمونیم...دلم میخواد بهش بفهمونم که من و تو جدا نمیشیم!</description>
<pubDate>Thu, 23 Feb 2012 20:03:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/29</link>
<description>میترسم از این لحظه ها... لحظه هایی که یکدفعه تهی میشوم... و فرو میروم انگار غرق میشوم و دیگر تمام است کلمات نامفهوم میشوند... احساس پوشالی میشود... گم میشوم و میدانی سخت است... نمیدانم چیست... هر چه هست.... دیگر تابش را ندارم! کاش این جا بودی... جوهر و جانم را پس میدادی و من میخندیدم به تمام جنون هایم کاش این جا بودی... تا شاید با لمس دستت باورم میشد که ستاره ام مال من است! کاش این جا بودی و تمام ترس ها را از دلم میشستی و میبردی! و من بیپروایانه باز میگفتم</description>
<pubDate>Thu, 23 Feb 2012 19:51:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>عشق من......................////////////</title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/26</link>
<description>عشق من... به آغوش تو محتاجم به دریایی که آرومه و هر شب خواب می بینم سرت تا صبح رو زانومه نمی خوام عاشقت باشم و یا وابسته ی چشمات ولی لبریز از دردم و دستای تو دارومه... خدایا شاهدی امشب همه ترس من از اینه که حکم شاه دل اینه: کسی که باخت، محکومه! همین که میگم این حرفو یه باره می پَرَم از خواب منو می بوسی آرومو می گی پرونده مختومه! دوستت دارم................؟</description>
<pubDate>Thu, 23 Feb 2012 19:19:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/25</link>
<description></description>
<pubDate>Thu, 23 Feb 2012 19:17:03 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sn118.blogfa.com/post/24</link>
<description></description>
<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 13:39:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>sn118</dc:creator>
<guid>sn118.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
</channel>
</rss>
