عشقم وعمرم ، دل من هم بدجوری برات تنگ شده
بدون تو زندگی برام جهنمه
بدون تونفس کشیدن برام خیلی سخته
بدون تو تمام دنیام تاره وغیر قابل تحمل
کمکم کن مرا ازاین بدبختی نجات بده
میخوامبا تو باشم وتوفقط برا من باشی
میدونی که به اندازه تمام دنیا وهستی دوستت دارم
وصبرم تمام شده که تحمل دوریت راندارم
خیلی دلم برات تنگ شده

بلد نیستم که بد باشم ، نگو اینو نفهمیدی
بزار باشم کنار تو ، کنار عطر این احساس
بزار حبس ابد باشم ، تو عشقی که برام رویاست
دلم میگیره هر روزی که میبینم تو دلگیری
دارم میمیرم از وقتی سراغم رو نمیگیری
نگاهم رو از تو دزدیدم ، با این چشمای غمبارم
نمیخواستم بدونی که چقدر چشماتو دوست دارم
ولی با گریه اینبارم میگم خیلی دوست دارم
اگه بازم پشیمونی ، به روت اصلا نمیارم
اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!
گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !
از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!
چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!
چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!
صدای فریادم را همه شنیدند جز او که باید میشنید!
اشکهایم را همه دیدند!
آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!
گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!
حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم !
اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !
اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!
توكلباشه توكل...
مگر نه اينكه حرف حرف توئهبايد
ازون همه نمونه درس بگيرمازونا
كه عزيزتر نيستمگفتي بقيه نه فقط
توباشه هرچي كه تو بگيمگه
تو هميشه و همه جا نيستيمگه ن
ميبينيمگه نميشنويمگه نميدونيدارم
ميگم هرچي تو بگيهرچي تو بخوايب
راي دل اون عزيزترينمبراي دل خودمبراي همه ي
روزهامهمه ي بچگيمبرا عزيز بودنم پيشتمگه نيستم؟
مگه اينكه اينجام به خاطر سوگلي بودنم نيست؟روح
تو نيست مگه؟انتخاب منه؟انتخاب تو نيست
مگه؟باشببينبخواهدارم ميگم خودمو
خودتباشه؟بي طاقت شدم
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی،ابرو کوتاه،زبون دراز،واه واه واه
نه سيما جون ،نه رعنا جون
نه نازی و پريسا جون
هيچ کس باهاش رفيق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !
باباش مي گفت : حسنی می ری به سربازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم
به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم
گل پری جون با زانتيا
ويبره مي رفت تو کوچه ها
گليه چرا ويبره ميری ؟
دارم ميرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنين با زانتياي نقطه چين
يه کمي به من سواری مي دی ؟!
نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اينکه من قشنگم ،درس خونم و زرنگم
اما تو چی ؟
نه کا ر داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خيال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز،واه واه واه
در واشد و پريچه
با ناز اومد توو کوچه
پری کوچولو ،تپل مپولو ،ميای با من بريم بيرون ؟
مامان پری ،از اون بالا
نگاه مي کرد توو کوچه را
داد زد وگفت :اوی ! بی حيا
برو خونه تون تورا بخدا
دختر ريزه ميزه
حسابي فرز وتيزه
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خيال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز،واه واه واه
نازی اومد از استخر
تو پوپکی يا نازی ؟
من نازی جوانم
مياي بريم کافي شاپ؟
نه جانم
چرا نمی آی ؟
واسه اينکه من صبح تا غروب ،پايين ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال يک شوهر خوب
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری؟ فقط هزار خيال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه،زبون دراز،واه واه واه
حسنی يهو مثه جت
رسيد به يک کافی نت
آن شد و رفت تو چت رووم
گپيد با صدتا خانووم!
هيشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چي هستی ؟
تو دنيای مجازی
علافی کرد و بازی!
خوشحال و شادمونه
رفت و رسيد به خونه
باباش که گفت: حسنی برات زن بگيرم ؟
اره می خوام اره می خوام
چاهار تا شرعن بگيرم ؟
آره می خوام آره می خوام
حسنی اومد موهاشو
يه خورده ابروهاشو
درست و راست وريس کرد
رفت و توو کوچه فيس کرد
يه زن گرفت وشاد شد
زی ذی شد و دوماد شد...
نامه
انکه در تنهاترین تناییم تنهام بگذارد
در تنهاترین تنهاییش تنهایش مگزار
به هم وصلشون کردم تا یادت باشه ما از هم جدا نیستیم
فداتشم بای asal یادت اومد؟؟؟؟
دوستت دارم نفس
تا اخرین نفس
بدون تو میشم بی نفس
طرز فکر خانم ها
اگر او را ببوسید شما یه اقا نیستید
اگر او را نبوسید اصلا مرد نیستید
اگر از او تعریف کنید فکر میکنه دروغ میگید
اگر او را ستایش نکنید شما برای چی خوبید
اگر همیشه با او موافق باشید شما زن ذلیلید
اگر موافق نباشید شما او را درک نمیکنید
اگر شما زیاد او را ملاقات کنید شما خیلی عجول هستید
اگر زیاد ملاقات نکنید شما را به خیانت متهم میکند
خنده
رضا و داشته گریه میکرده و از امام شفاهت میخواسته
که یه خانم هم میاد کنارش و دعا میکنه که ای امام معصوم
من بچه دار نمیشم کمک کن تا من بچه دار بشم ترکه
عصبانی میشه و میگه خانم اینجا بخش اورتوپدیه زنان زایمان اونطرفه!!!!!!!!!
زندگی
زندگی یعنی تکاپو
زندگی یعنی هیاهو
زندگی یعنی شب نو
روز نو
اندیشه نو .....
پس زندگی کن و امیدوار باش
انتظار





