خنده
یه روز یه ترکه که فلج بوده میره مرقد امام
رضا و داشته گریه میکرده و از امام شفاهت میخواسته
که یه خانم هم میاد کنارش و دعا میکنه که ای امام معصوم
من بچه دار نمیشم کمک کن تا من بچه دار بشم ترکه
عصبانی میشه و میگه خانم اینجا بخش اورتوپدیه زنان زایمان اونطرفه!!!!!!!!!
رضا و داشته گریه میکرده و از امام شفاهت میخواسته
که یه خانم هم میاد کنارش و دعا میکنه که ای امام معصوم
من بچه دار نمیشم کمک کن تا من بچه دار بشم ترکه
عصبانی میشه و میگه خانم اینجا بخش اورتوپدیه زنان زایمان اونطرفه!!!!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 21:23 توسط سعید
|